مقدمه
سناريونگاري روشي موثر و کارآمد براي آينده نگاري است. طي سال هاي اخير پژوهش هاي فراواني در مورد روش هاي سناريونويسي انجام شده است و موفقيت هاي چشمگيري در چارچوب هاي روش شناختي آن به دست آمده است. هدف اصلي توسعه سناريوها برانگيختن انديشه درباره رخدادهاي ممکن، پيش فرض هاي مرتبط با اين رخدادها، فرصت ها و تهديدهاي ممکن و روش هاي اقدام است. سناريوسازان از طريق فرايندهاي گروهي و مشارکتي، مجموعه داستان هايي درباره آينده درازمدت مي آفرينند. با توجه به اينکه يکي از چالش هاي اساسي تهيه سناريوها يکپارچه کردن دانش بازيگران علمي و بازيگران اجرايي براي درک بهتر تعاملات پيچيده بين عوامل تاثيرگذار در يک منطقه است،
برنامه ریزی راهبردی برای برنامه ریزی مؤثر به منظور تصویر کردن طرح و برنامه یک سازمان بکار میرود، اما هرگز نمیتواند مشخصا پیشبینی کند بازار در آینده دقیقاً چگونه خواهد بود و در آینده نزدیک چه اتفاقاتی رخ خواهد داد.
معمولاً این طور گفته میشود که شرکت شل، قبل از بروز بحرانهای نفتی دهه هفتاد میلادی، سناریوهای مختلف برای آینده ارزش نفت را تدوین کرده بود و از طریق سناریو نویسی و انتخاب های استراتژیک مناسب، توانست بخش قابل توجهی از هزینه ها و ریسک های ناشی از رکود نفتی دهه هفتاد میلادی را پوشش دهد.
قطعاً این روایتها، درست هستند. اما نباید فراموش کنیم که با وجود اینکه واژه سناریو و فرایند سناریو نویسی با این نام و تحت این عنوان، مفاهیم تازهی محسوب میشوند و صرفاً حدود پنج دهه از عمر آنها میگذرد، اما مفهوم سناریو و توجه به سناریوهای محتمل، ریشهای بسیار قدیمی دارد.
در آن جملهی معروف دریانوردان قدیمی هم که میگفتند: ما به امید بهترینها هستیم، اما برای بدترینها آماده میشویم، میتوان توجه به مفهوم سناریو را مشاهده کرد. حتی اگر سناریو نویسی به شکل رسمی و در زمان حاضری آن، در میان آنها رایج نبوده باشد
چنان که ذکر شد، در روز جاریه سناریو پردازی و سناریوها از مهمترین واژگان کلیدی در ادبیات آیندهپژوهی هستند. رافائل پوپر با مرور نزدیک به 900 پروژه آیندهپژوهی بیان میکند که سناریو پردازی، سومین روش پرکاربرد در حوزه آیندهپژوهی است.
اهمیت روزافزون این روش آیندهپژوهی، موجب توسعه این روش در چارچوبهای مختلف شده است؛ بهنحویکه آینده پژوهان معتبری هم چون شوارتز، گوده، چرمک و …، روشهای مختلفی را برای تدوین سناریوها ارائه دادهاند. بدون شک، هر یک از این روشها نقاط قوت و ضعف متفاوتی دارند، بهنحویکه نمیتوان یک ایده یکسان را برای تدوین سناریوها پیدا نمود.
سناریو پردازی با رویکرد تفکر سیستمی
اگرچه روش سناریو، برای روششناسی آیندهپژوهی، وحدت و یگانگی به ارمغان میآورد اما باید تأکید کرد که در میان روشهای این حوزه، تنوع چشمگیری وجود دارد. آیندهپژوهان مختلف، سلیقهها و سبکهای روششناختی متفاوتی دارند و به اقتضای سلیقه و سبک خود، برخی روشها را بر برخی دیگر ترجیح میدهند.
به همین دلیل، چگونگی آفرینش داستانهایی که آیندهپژوهان بازگو میکنند و نیز چگونگی تلاش آنها برای توجیه منطقی بودن این داستانها، بسیار متنوع است. این تنوع، برخاسته از روشهایی است که آیندهپژوهان برای گردآوری، ساماندهی و ارائه دادهها برمیگزینند.
اگر داستانهای مطرحشده از سوی آیندهپژوهان را در یک پیوستار دستهبندی کنیم، در یک انتهای آن داستانهایی قرار میگیرند که با زبانی بسیار تخصصی و ریاضیاتی نگاشته شدهاند و به همین دلیل، چهبسا درک آنها برای برخی خوانندگان دشوار باشد.
انتهای دیگر پیوستار، به داستانهایی اختصاص مییابد که به دلیل زبان ساده و معمولی، شاید درک آنها چندان پیچیده و دشوار نباشد. این داستانها را بیش تر داستانی کوتاه یا رمانی عامهپسند میانگارند تا رسالهای ریاضیاتی.
تلاشهای سراسر ریاضیاتیِ آیندهپژوهانی هم چون الگوسازان جهانی و نیز تحلیلهای آماری و سرشار از دادههای پژوهشگرانِ پیمایشی، کم تر موردتوجه و استفاده فعالان حوزه کیفی آیندهپژوهی قرار میگیرد.
در سوی دیگر نیز آیندهپژوهانی که در حوزه آمار آموزش دیدهاند و گرایشهای علمی ویژهای دارند، روشهای پژوهشگران کیفی مانند روش مشاهده شرکتکنندگان و تأملات اشراقی آیندهپژوهانِ برجِ عاج نشین را روزنامهنگاری صِرف و گمانهزنیهای بیپایه و اساس به شمار میآورند (بل، 2003).
آیندهپژوهان کارآزموده، به تجربه دریافتهاند که ارائه بهترین بیانهای علمی و قابل اطمینانترین پیشبینیها درباره یک مسئله، زمانی میسر خواهد بود که از روشهای متعدد استفاده شود. پس بهترین توصیه این است که پژوهشگر در صورت توانایی، برای عمل به تعهدهای روششناختی خود، بازدهی جامع داشته باشد و برای مطالعه قلمروهای مشابه در آیندههای بدیل، چندین رویکرد متفاوت را به کار گیرد و مجموعه ی نهایی پیشبینیها یا سناریوهای بدیل خود را بر پایه ترکیبی از نتایج برآمده از آنها استوار کند.
فرایند سناریو پردازی مطابق روش تحلیل ساختاری
گام اول: تعیین دامنه
در این مرحله، حیطه کلی پروژه تعریف میشود. چارچوب مورد استفاده در این گام، چکلیستی حاوی مواردی هم چون تعیین مبحث و اهداف، سطح راهبردی تحلیل، مشارکتکنندگان، افق زمانی و ذینفعان درگیر در پروژه است.
این چکلیست شامل پنج پرسش کلی است و گروه سناریو پردازی باید پیش از آغاز اجراییِ فرایند سناریو پردازی، به این پرسشها پاسخ داده و تأیید مدیران ارشد را جلب کنند.
در این گام، در واقع، تعریف مسئله یا تصمیم هایِ کلیدیِ سازمانی از مسئله که تأثیرات بلندمدتی دارند، مطرح میشود؛ هر قدر تصمیم یا مسئله موردبحث محدودتر باشد، تدوین سناریوها، آسان تر خواهد بود.
در این گام، گفتوگو و مصاحبه با اعضای تصمیم سازِ هر سازمان برای تشخیص و روشنتر ساختن تصمیم ها یا محور های اصلی صورت می پذیرد.
تعریف اهداف پروژه برای تبیین حیطه پروژه، فعالیتی بسیار ضروری است. این اهداف و سطح تحلیل مرتبط با آن ممکن است بینالمللی، منطقهای و یا ملی باشد.
در هنگام توسعه سناریوها، آغاز کار با نگاه از «درون به بیرون» بهجای نگاه از «بیرون به درون» ایده خوبی است و آن عبارت است از شروع کار فرایند با شناسایی و انتخاب مبحث یا تصمیمی خاص در درون سازمان و سپس بنای سناریوها به سمت محیط بیرونی (شوارتز، 1390).
از سوی دیگر، تعیین مشارکتکنندگان در پروژه سناریو پردازی از اهمیت ویژهای برخوردار است. مشارکت افرادِ مناسب در فرایند سناریو پردازی، دارای حساسیت ویژهای است. برای مؤثر بودن این فرایند، باید افرادی که از سناریوها استفاده خواهند کرد و هم چنین نماینده هر گروه یا سازمان، حضورداشته باشند.
در طی مرحله ی آمادهسازی برای ابتدا فرایند سناریونویسی، گروه های مهمِ ذی نفع باید شناسایی شوند، افرادی با سطح بالای دانش سازمانی به کار گرفته شوند، رهبران داخلی در تمامی سطوح سازمان شناساییشده و گروه سناریو تشکیل شود.
سناريوسازي
سناريوسازي از حدود 30 سال قبل در سازمانهاي تجاري، دولتي و نظامي مرسوم گشت. اکثر مورخان، اولين کسي که در اين مورد به صورت تخصصي انديشيده است را هرمن کان ميدانند که در موسسه رند در دهه سال ?? ميلادي در اين زمينه کار ميکرد. او سناريو را براي نيروهاي مسلح آمريکا و تهديداتي که آنها فراروي خود داشتند، ترسيم کرد
سناريو چيست؟
فرهنگ لغت سناريو را "طرح کلي وضعيت طبيعي حوادث و يا طرح کلي وضعيت حوادث مورد انتظار" ميدانداما اگر تخصصيتر بخواهيم سناريو را تعريف کنيم ميتوان گفت که سناريو داستاني توصيفي از بديلهاي موجه است که به بخش خاصي از آينده نظر دارد.
سناريو، چهره آينده است. پيشگويي نيست، هدف سناريوسازي، گسترش تفکر در مورد آينده و عريضتر کردن طيف بديلهايي است که ميتواند مورد نظر ما باشد سناريو مجموعه قابلیتاتي است که به آينده مرتبط ميشوند. آينده نامعلوم است و سناريو، انديشيدن در مورد نامعلومي را به ما ميآموزد. سناريوها به ما ميآموزند که درباره همين نامعلوميها بينديشيم و فرضهاي دست و پاگير در زمان حاضري را از دست و پاي ذهن باز کنيم و بتوانيم گسستهايي را که ممکن است جهان ما را دگرگون سازند، شناسايي کنيم. البته اقرار به نامعلوم بودن آينده هرگز نميتواند بهانهاي براي دست روي دست گذاشتن باشد. برخي ميپندارند که آينده همان اندازه نامعلوم است که زمان آینده براي دست کاري آن بايد اقدام کرد، ولي اقدامات ما در روز آینده بايد بر پايه شناخت قابلیتاتي باشد که براي تغيير وجود دارد و امروز آنها را ميتوانيم شناسايي نمائيم.
شناخت طبيعت نامعلومي، بزرگترين و طولانيترين تلاش بشري در دوره حيات خود بوده است. يکي از بزرگترين فيزيکدانان متأخر، ورنر هايزنبرگ معتقد است که اصولاً نامعلومي در ذات و نهاد طبيعت جاي دارد. "اصل عدم قطعيت" او توانايي انسان در درک دقیق حقيقت را به زير سؤال ميبرد البته نامعلومي در تفسير ما بدين معنا نيست که نميتوانيم بدانيم که روز بعد چگونه است، بلکه نامعلومي آن است که نمي دانيم مسائل، روندها، تصميمات و حوادث چگونه روز بعد را شکل ميبخشند. نامعلومي با احتمال نبايد اشتباه شود. احتمالات يک امر کمي است که با توجه به روند گذشته، ميتوان آن را حدس زد، اما نامعلومي از جنس ديگري است. اگر آينده روند و يا جرياني باشد که ما به آن روند آگاه نباشيم ميتوانيم بگوييم که با نامعلومي مواجه هستيم.
عناصر اصلي يک سناريو عبارتند از: نيروهاي محرک ، منطق ، پيرنگ و وضعيت نهايي منظور از نيروهاي محرک دو دسته هستند: اول آن دسته از نيروهايي که ميتوانند از محيط بر سناريو تأثير گذارند، مانند نيروهاي اقتصادي، اجتماعي، زيست محيطي و روندهاي فنآوري. نيروهاي محرک ميتوانند در يک دسته بندي کلي در بخشهاي مربوط به جامعه، تکنولوژي، اقتصاد، سياست و محيط زيست جاي گيرند دسته ديگر فعاليتهاي نهادي هستند مانند انواع سازمانهاي تجاري، احزاب سياسي، آژانسهاي دولتي و نهادهاي منطقهاي و جهاني. منظور از منطق سناريو، چرايي و چگونگي پيرنگ است. به زبان ديگر عقلايي بودن فعاليتها و روندها که براي طراحي يک سناريو مورد نياز است در اين بخش مورد نظر قرار ميگيرد. چرا نيروهاي محرک چنين رفتاري دارند؟ منطق و توجيه هر رفتاري منبعث از نيروهاي محرک در اين بخش فهميده ميشود. هر پيرنگ و يا داستان سناريو وضعيت فعلي را به وضعيت نهايي مرتبط ميسازد. براي آنکه هر سناريو بدون ابهام باشد بايد وضعيت نهايي آخر آن سناريو مشخص باشد. يکي از راههاي مشخص کردن آينده استفاده از جملات شرطي است." اگر چنين کاري را انجام دهيم، چه اتفاقي خواهد افتاد؟"
سناريوسازي از سه منبع ريشه ميگيرد
تفاوت اصلي سناريو با ساير روشهاي پيشبيني در اين است که سناريوسازي يک روش کيفي و وابسته به قرينههاي توصيفي است که جريان تحولات از حال تا آينده را مورد بررسي قرار ميدهد. به عبارت ديگر، سناريوسازي ارتباط مستقيم با تفکر استراتژيک دارد و نه با برنامهريزي استراتژيک. سناريوسازي با کيفيت تفکر مرتبط است. در شرایط فعلی ما با شرايط زمان حال دنيا را مينگريم و تحت تأثير اتفاقات اطراف خود، مسائل را ميسنجيم، نگرش ما به دنيا يک "نگرش شرطي" است که به مبناي فرهنگي ما وابسته بوده که خود ديد ما را نسبت به آينده محدود ميسازد. بدين ترتيب هدف اصلي نگرش سناريو، شکستن محدوديتها و اماها ميباشد. درک "طبيعت تغيير" هنگامي که درگير صنعت و يا تجارت خاصي هستيم بسيار مشکل است. بهترين راه حل براي رفع مشکلات و بحرانها در چنين زماني اين است که " نگرش تونلي" را از خود برانيم و با اطمينان منتظر آينده نباشيم. چرا که در صورت عدم تطابق با انتظار ما دچار افسردگي و عدم تصميمگيري صحيح و دقيق خواهيم شد.
از پيش نيازهاي سناريوسازي آشنايي با فراگرد "ريخت شناختي" است. در اين فراگرد ميتوان کثرت وجود آينده را توسط ابزار ترکيب سيستميک مشاهده کرد. همچنين محاسبه احتمال وقوع هر کدام از عناصر به ما اجازه محاسبه احتمال وقوع هر سناريو را ميدهد.
بخشهاي مختلف سناريو
جهت بنا کردن سناريوها، مهمترين امر شفافيت جامع در مورد کل محور تا حد توانایی ميباشدپس از درک مفصل از تم و يا مسئله بايد کليه گزارشها جمع آوري گردند. سپس کليه احتمالات و حالتهايي که اين دادهها در طي زمان ميتوانند شکل بگيرند بررسي گردد. مرحله بعد، شناخت و تجزيه و تحليل نيروهايي است که در شکل دهي اين محيط موثرند. سپس به ياري منطق و تحليلهاي کمي تصحيح ميگردند. آنگاه عوامل نامربوط حذف ميشوند. بطور جامعتر سناريوها را ميتوان بر پايه عوامل زير بنا کرد:
سناريوها بايد مطابق وقايع حال بنا گردند.
هر سناريو بايد از ديد استفاده کننده از آن سناريو مورد قبول قرار بگيرد.
يک سناريوي خوب بايد بر پايه تجزيه و تحليل دقيق بنا گرديده و بين عوامل تشکيل دهنده داخلي آن هماهنگي وجود داشته باشد.
زمانيکه يک سناريو طرز تفکر استفاده کننده از آن را تغيير ميدهد درحقيقت سناريو به ابزاري براي آموزش تبديل گشته است.
براي اينکه مستقيما توانایی استفاده از سناريوها وجود داشته باشد بايد منظور سازندگان آن مستقيم و به وضوح بيان گردد
مراحل سناریو نگاری – مدل چرماک
ورودی ها :
نیاز ذینفعان ، مسئله یا مبحث ، تاریخچه و فرهنگ سازمان و سایر.
آماده سازی پروژه :
تبین هدف ، تعیین محدوده و چارچوب زمانی تخمینی ، تشکیل تیم سناریو و تعیین وظایف ، تبیین نتایج کلی مورد انتظار ، تعیین شاخص های متناسب با نتایج مورد انتظار ، تدوین طرح پیشنهادی ( پروپوزال) پروژه.
مرور و کاوش سناریو :
تحلیل بیرونی ، تحلیل نیروهای STEEP ، کلاه های تفکر دی بونو ، تحلیل درونی ، مصاحبه ها ، تحلیل ایده کسب و کار ، سایر ابزارهای ترکیب و تحلیل SWOT
توسعه سناریو :
طوفان فکری نیروهای اصلی ، رتبه بندی نیروها طبق تاثیر ، رتبه بندی بر پایه عدم قطعیت ، خلق منطق های سناریو ، تدوین دستور کار تحقیق ، تعیین طرح ها و عناوین ، نوشتن داستان های سناریو ، تعیین استراتژی ابلاغ سناریو
پیاده سازی سناریو :
تونل باد ، تحلیل سوال اولیه ، غوطه وری در سناریو ، آزمایش تئوری کسب و کار / ایده کسب و کار ، تحلیل و ارزیابی استراتژی های فعلی ، تدوین سیگنال ها ، تمرین تجربی ، ایجاد انعطاف پذیری و نیرومندی
ارزیابی پروژه :
بازبینی هدف ، اندازه گیری رضایت ، اندازه گیری دانش ، اندازه گیری تخصص ، اندازه گیری سیستم ، اندازه گیری مالی
خروجی ها :
رشد آگاهی نسبت به پویایی های محیطی ، توانایی دیدن مشکلات و مسائل به روش بهروز ، درک مشترک از سازمان و مسائل ، سیستم های سازمانی هم راستا ، استراتژی نیرومند
سناريو و محور عقلايي محدود
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به سناریو در این گزارش ارائه شده است.
جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره سناريو در متن مقاله بررسی شده است.
این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.
برچسب:
نویسنده: پندار حسینیپور